الشيخ علي المشكيني

45

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

قرار مىداد كه حضرت نوح مىگويد : « وَ إِنِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِى آذَانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَاراً » ؛ « 1 » پروردگارا ، هر لحظه كه خواستم اينان را به سوى غفرانت دعوت كنم ، انگشتان در گوش كردند و لباس‌ها ، بر سر پيچيدند و بر عناد خويش اصرار ورزيدند و از طاعت تو به شدت سرپيچى كردند . چرا انگشت در گوش و لباس بر دور سر مىپيچيدند ؟ چون سخنان نوح در گوش هر شنونده‌اى ، بىاختيار ، اثر داشت . و اين از خصايص يك استاد فهميده است كه مطالب را تنزل داده ، در خور افكار عموم قرار دهد ؛ چنان كه يكى از احتمالات در معناى « نزول قرآن » اين است كه معارف عاليهء آن از عالم بالاى علم الهى و مقام والاى فهم فرشتگان تنزل يافته تا آن‌جا كه در خور فهم عموم قرار گرفته است . نبى اكرم اسلام صلى الله عليه و آله چنين مىفرمايد : إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ نُكَلِّمُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ ؛ « 2 » ما طايفه پيامبران مأموريت داريم همه حقايق عاليه دينى و مطالب علوم و معارف را آن چنان تنزل دهيم و به طرزى بيان نماييم كه مطابق افق افكار و در خور خردهاى جامعه باشد . و امام صادق عليه السلام فرمود : مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ ؛ « 3 » پيامبر اسلام با احدى از بندگان حق به ميزان عقل خود سخن نگفت . يعنى به ميزان عقل آنان صحبت كرد تا آن كه بفهمند و اذعان نمايند . كسانى كه در مسأله آموزش واردند ، بهتر درك مىكنند كه يكى از فنون تعليم و راه صحيح آموزش همين است ؛ چه آن كه حقايق و دانش‌ها در مرحلهء اول از افق فكر

--> ( 1 ) سورهء نوح ، آيهء 7 . ( 2 ) المحاسن ، ج 1 ، ص 195 . ( 3 ) الكافى ، ج 1 ، ص 23 .